نهـــــــــان

سایه‌ی خویش هم، نهـــــــــان خواهم...

نهـــــــــان

سایه‌ی خویش هم، نهـــــــــان خواهم...

!This too shall pass


پرسیده‌ای که با شب روشن چه می‌کند

یا با سکوت و روزه‌ی متقن چه می‌کند


آن روح رفته از تن زن سال‌های پیش

با خاطرات مبهم این زن چه می‌کند


با مانده‌های بغض گلوگیر و تلخ یا

با بسته‌های کوچک بهمن چه می‌کند


با اشکواره‌های پدیدار در غزل

با زخم‌های مانده‌ی بر تن چه می‌کند


آن استخوان شانه که نه... طاقتی نداشت

با رد بوسه‌های به گردن چه می‌کند


باید وداع خاطره‌سازی شود ولی،

تردید، بین ماندن و رفتن نمی‌کند!


بعدنوشت: 

وعدتک

أن لا أقول بعینیک شعراً..

وقلت...

(نزار قبانی)