ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
28 | 29 | 30 |
مجریهای اخبار چه حرفهای بیمایهای در نبود شنواترین مخاطبشان می زنند. مجریهای اخبارهای شبانه، اخبارهای روزانه، مجریهای اخبار سیاه خاورمیانهای چه نگاه بیفروغی نثارمان میکنند. آدم باورش نمیشود، از خواب ببدار میشود مثل همیشه همهی اخبار محلی، داخلی، آنور آبی را مرور میکند و ردّی از بزرگترینشان نمییابد. آخر در نبود مخاطب پر و پا قرص همیشگی اخبار چه ارزشی میتواند داشتهباشد. اطمینان دارم آن طرف آبها، آن طرف ذرّات هوای نادیدنی، آن طرف ابرها، آن طرف زمین، آن طرف خورشید - که حالا رویش را از ما، از همان نیمهشبی که روز تولدت تمام شد برگرداند - آن طرف هر کهکشان دیگری مجری نشسته است و دارد ورودت را به سرزمینهای قشنگ آن دورها خیر مقدم میگوید. آن جا خبرهای خوب مخابره میشوند، امّا مگر میشود آدم به این دنیا بیاید و فردایش برود و هفتاد و چند سال طول بکشد و بگویی چیزی جز چشم بر هم زدن نبودهاست؟ مگر میشود فرزندی درست شبیه آنچه در رویای مادری بود، سالها در انتظار بماند و جوان بماند و تنها با نامش، مسیر قدمهای مادر را روشنی ببخشد. آن جا خبرهای خوب مخابره میشوند و اینجا، ما فقط میدانیم که ورودت به سرزمین زیباییهای لایزال، قطعی است.