نهـــــــــان

سایه‌ی خویش هم، نهـــــــــان خواهم...

نهـــــــــان

سایه‌ی خویش هم، نهـــــــــان خواهم...

ما بی حضور ِ تو نیز/ پشت ِ چراغ‌های راهنما/ نام ِ گل‌ها و پرندگان را /از یاد می‌بریم و پیر می‌شویم.

آ

هسته‌تر بیا؛

   یواش... 

          یواش.

آ

رام‌تر بیا؛

       بمان  -   نرو

کسی،

پشت ِ این چراغ‌های قرمز ایستاده تا

      کسی،

 فقط  - شبیه ِ تو - 

بیایدامّــا که هیچ کس،

  هیچ مسافری و عابری شبیه ِ تو ....

    نبود....

   نیست...

بگوکدام راه ِ دور یا قریب را، دویاره طی کنیم تا فقط خیال

خیـــــال کنیم، تو

عبور کرده‌ای ازین مسیر و این،

رد ّ ِ   پا 

          های توست بر زمین و

                                   آسِمان... آه

آسِمان:   نگاه بود.

    آ

 رامِش ِ نگاه‌های ِخوب بود آسِمان نگاه‌های ِبی‌نگاه ِ ساده و صبور

      در

روزهایِ دور بود.

روزهایِ دور...

         روزهایِ دور. 

روزهای ِ اتّفاق‌هایِ ساده و تصادفی.

   روزهای ِ دور ِ خوب!

 خدا

حافظ‌ اِی

سال‌هایِ خوب؛

سال‌هایِ خوب...

 

پی‌نوشت1: آسِمان و هرچه آبی ِ دیگر/ اگر چشمان ِ تو نیست/رنگ ِ هدر رفته است./بر بوم ِ روزهای ِ حرام شده/چه رنگ‌ها که هدر رفتند /و تو نشدند.عبّاس صفاری/ کبریت ِ خیس

(قضیه‌یِ آبی و چشم و آسمان و ... در این شعرها، حتمن از همین شعر آب خورده‌است.)

پی‌نوشت 2: نمی‌دانم، یک‌جا نوشته بودم: شکست خواهی خورد روزی/ درست پشت ِ همین چراغ‌های قرمز./ منتظر می‌مانی/ امّا، یک نفر/ حتّی شبیه به معشوقت را هم نخواهی دید

پی‌نوشت 3: "Salam. Khoobi? Daneshgahi?" / این روزها ساعت‌ها با خودم فکر می‌کنم برای ِ جواب دادن به این سوال ِ ساده...

پی‌نوشت 4: من به تاریک نوشتن و روشن اندیشیدن ایمان دارم. علی عربی(رمائیل)/ به سمت ِ رودخانه‌ی استوکس

پی‌نوشت 5: عنوان هم از کبریت ِ خیس ِعبّاس صفاری ست.

پی‌نوشت 6: و جهان؛ با صدای تو تسخیر شد. سهیل محمودی/ شهر دیری ا‌ست که رفته‌ست به خواب

بیا ساقی از من، مرا دور کن...

 

یک جام تهی مانده‌ست از باده‌ی حمرایت

بشکن تو خمار آخر، با لعل ِ شکرخایت

 

سرّی‌ست به پنهانت، در عبهر  ِ فتّانت

از آینه پرسیدیم، حل گشت معمّایت

 

ما هم ز غریقانت، در آبی ِ چشمانت

سغراق ِ دگر ده بر مستسقی ِ دریایت

 

قطّاع ِ دل و جانی، مجنون ِ بیابانی

ما بادیه‌پیمایت، تو در پی ِ لیلایت

*

تسخر بزنی بر ما، مضمر نشویم...امّا...

ما سایه‌ی پنهانیم، در زیر ِ قدم‌هایت...

 

 

پی‌نوشت1: چون دست ِ او بشکسته‌ای، چون خواب ِ او بربسته‌ای/بشکن خمار ِ مست را، بر کوی مستان برگذر مولوی

 خمارشکستن: اگر مقداری دیگر شراب به خماران بدهند خمارشان شکسته شده و از حالت ِ خماری خارج می‌شوند.

 شاید همین تدبیر است که حافظ گفته‌ست: (ساقیا لطف نمودی قدحت پر می باد)/که به تدبیر ِ تو تشویش ِ خمار آخر شد

پی‌نوشت2: چیزی در عبهر هست که در نرگس نیست...

پی‌نوشت3: سایه‌ی خویش هم نهان خواهم خاقانی

پی‌نوشت4: برای ِ "به پنهان!" و هجاهای کوتاهم هیچ تدبیر ِدرخوری نتوانستم بیندیشم.

پی‌نوشت5: عنوان هم از نظامی ست.

پی‌نوشت6: شاید دلیل ِ عنوان، همان "عقل را بیگانه کردی عاقبت " ِ مولوی باشد. شاید هم دیگر ننویسم...

پی‌نوشت7: تغییراتی دادم بلکه حداقل قابل ِ خواندن شود.
پی‌نوشت8: (بگذار بی‌ارتباط بماند) شانه‌های خسته‌ی غرور ِ من... شکسته است... این سماجت عجیب، پافشاری شگفت دردهاست، دردهای ِ آشنا، دردهای ِ بومی ِ غریب، دردهای ِ خانگی، دردهای ِ کهنه‌ی ِ لجوج... قیصر ِ امین‌پور

می‌خواهم خوب باشم، می‌خواهم تو باشم

 


هرلحظه گرفتار و پریشان ِ تو باشیم

لیلا که نه، مجنون ِ بیابان ِ تو باشیم

 

با باد به دنبال ِ تو بودیم که شاید...

در دورترین نقطه ز هجران ِ تو باشیم

 

از سلسله‌ی زلف ِ بتان دست بشستیم

ما تا به ابد، بی سر و سامان ِ تو باشیم

 

پیمانه‌ی میخانه شکستیم که من‌بعد
پیمانه‌شکن بر سر ِ پیمان ِ تو باشیم


طوفان ِ بلا آید و زلزال بخوانیم

در زُلزِلَتِ الارض ِ تو ویران ِ تو باشیم

 

تقدیر اگر رفع ِ بلا نیست تو بگذار،

بگذار، فقط، دست به دامان ِ تو باشیم...

 


 

پی‌نوشت1: اذا زلزلت الارض زلزالها – سوره‌ی زلزال، آیه 1

پی‌نوشت2: عنوان از شاملو ست.

 

به زیر ِ بار ِ جفا چون تو بردباری نیست...


آقا، شراب ِ کهنه ز میخانه می‌بری

از خون ِ ما به کاسه و پیمانه می‌بری


دیوارهایِ شهر هراسان و بیمناک

وقتی رقیب را به نهان‌خانه می‌بری


باشد، چراغ ِ خانه به مسجد روا نبود

امّا  چرا  به خانه‌ی بیگانه می‌بری


هرشب به گیسوان ِ کسی شانه می‌زنی

هم هوش ِ ما و هوش ز هر شانه می‌بری


دل برده‌ای و از پی ِ جان وعده می‌دهی

ویرانه‌ای ز خانه‌ی ویرانه می‌بری


بر شانه‌های خود نگر و شانه‌های شعر

بر بیت‌های خود دل ِ دیوانه می‌بری...




پی نوشت: عنوان از پروین است.