نهـــــــــان

سایه‌ی خویش هم، نهـــــــــان خواهم...

نهـــــــــان

سایه‌ی خویش هم، نهـــــــــان خواهم...

هجویات (۲)


کنایه می‌زند این عشق بر هوس‌هامان

کنایه می‌زند این نعش بر نفس‌هامان


شکسته‌شاخه‌یِ هر نونهال در دستی

کنایه می‌زند این ریشه بر هرس‌هامان


صدای سایه‌ی مردی که نیست در باغ است

نهیب می‌زند این بار بر عسس‌هامان


فریب ِراه شکن در شکن نخواهی خورد

دوباره عقل ولی رسته از قفس‌هامان


در این قمار ِدل و دود و آه و خاکستر... 

دوباره باخته...دل- تنگی ِنفس‌هامان...