ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
28 | 29 | 30 |
هه، منتظر روز امتحان اسپیکینگ بود، منتظر بود با یکی حرف بزنه، حتی برای ۱۵ دقیقه، یه نفر نظرش رو بخواد، نظرش رو بپرسه، راجع به هوا، راجع به زمین، زمان، خانواده و دعا کرد که نظرش را نپرسد راجع به آنچه نباید میپرسید، منتظر بود کسی بشنودش برای حتی ۱۵ دقیقه، بشنود به نیت نقد و اشکال و ایراد و نمره، بشنود در حالی که درجهی اهمیت آنچه میشنود منفی باشد، یک نفر که فقط برایش حرف بزند.
و حرف زد درست مثل همان که حرف میزد و مینویسد نه دیگر مثل آنکه بود.
همینقدر سطحی در نوشتار، همینقدر عمیق در معنا وهمینقدر ناتوان در بیان ِ آنچه بر او گذشته است و ناتونی ِ در انتخاب زبان و زمان و افعال، حداقل پرزنت پرفکت و حداکثر پرزنت پرفکت کانتینیوئس خوانده شود و ناتوانی این دست های سیمانی۱...
۱:از: فروغ...