نهـــــــــان

سایه‌ی خویش هم، نهـــــــــان خواهم...

نهـــــــــان

سایه‌ی خویش هم، نهـــــــــان خواهم...

آبان2


رعد آمد و قرص ِ ماه پنهان شده است

دنیای ِ پلنگ مثل ِ زندان شده است

اینبار ببین پلنگ در دوری ِ ماه؛

هم عاشق و هم اسیر ِ باران شده است


---


باران ز ِ خودش چرا گریزان شده است

از آمدنش ببین پشیمان شده است

انگار شنیده، مرد، می‌گفته به او:

یادآور ِ میله‌های زندان شده است


---


یادش بود، تیرماه، باران‌آمده‌بود

مردی رفته‌بود ُ او، به، ایوان‌آمده‌بود

یک لحظه نشست، بعد آرام گریست

از کوچه، صدای ِ تیرباران‌آمده‌بود

نظرات 2 + ارسال نظر
افسانه سه‌شنبه 14 آبان 1392 ساعت 22:17 http://abeshahmad.blogfa.com

وفـــــــاداری ...

یک کار خود آگاهانه نیست

اگر کسی را واقعا دوست داشته باشی ،

خود به خود به او وفـــــــادار می مانی ...

سیاه نامه چهارشنبه 15 آبان 1392 ساعت 01:30 http://siyahname.blogspot.com

دومیش عالی بود

مرسی...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد