نهـــــــــان

سایه‌ی خویش هم، نهـــــــــان خواهم...

نهـــــــــان

سایه‌ی خویش هم، نهـــــــــان خواهم...

و بدرود بگو این بار به زن زیبایی از خاورمیانه


از ترکیب خشم من با زیباییِ آفتابِ‌ آرامِ خوابیده بر دیوارهایِ سفیدِ زیبای شهر، بر خنده‌های زن‌های زیبا، مردان خشنود، کودکان دوچرخه‌های بدونِ رکاب‌سوارِ این شهر، آواره‌ی خونینی به دست می‌آید؛ هر چه تلاش می‌کنم خودم را بقبولانم به این زیبایی‌ها، هر چه لبخندهای گل و گشادتری می‌زنم توی چشم این آدم‌ها، بی‌قواره‌تر می‌شود این ترکیب.


-من درد مشترکم، مرا فریاد کن

+ فریاد کن، اما خشمت را در میدان جا بگذار.




پی‌نوشت تکراری: 
هر طور شده خواهی رفت
و من حق ندارم که تو را نگه دارم
اما خودت را در من جا بگذار
از عزیز نسین


نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد