نهـــــــــان

سایه‌ی خویش هم، نهـــــــــان خواهم...

نهـــــــــان

سایه‌ی خویش هم، نهـــــــــان خواهم...

شما از Excel چه استفاده ای می کنید؟

چندین ساعت است(بود) که نشسته‌ام و این جانور ِ بی‌جان ! را رویِ پا گذاشته‌ام و می‌خوانم و می‌نویسم. پدر اصرار دارد که من خسته شده‌ام و مشکوک است به این که آخر این چه کاریست که من بعد از این همه ساعت هنوز خسته‌اش! نشده‌ام.کمی خسته‌ام تنها به خاطر این از همین مدل نشستن! ولی یک خوشحالیِ محسوسی درون و بیرون ِ من در حال ِ شکل گرفتن است. (یک فایل ِ PDF می‌خوانم که آموزش ِ وزن در شعر است.) به نوعی انگار که واقعن یاد گرفته‌ام. یعنی تقریبن یاد گرفته‌ام. یک غزل ِ حافظ، حالا یک غزل ِ دیگر. اوّل رویِ کاغذ می‌نویسم. بعد یک فایل ِ وُرد (Word) باز می‌کنم. فایل ِ وُرد سفید می‌ماند. نیشخند می‌زنم، احتمالن به خودم! و بعد یک فایلِ اگزل (Excel) باز می‌کنم. همه‌ی هجاها را، هر کدام را، داخل ِ یک خانه می‌نویسم. در پایین ِ هر مصرع و زیر ِ هر هجا، علامت ِ هجایش را می‌نویسم. باورم نمی‌شود، وقتی ناگهانی از یک ترتیب ِ خاص این علامت‌ها پیروی می‌کنند ذوق‌زده می‌شوم. گاهن یکی دو تا، ممکن است اختلاف داشته باشند، سعی می‌کنم دوباره همان‌طور که شعر را می‌خوانم هجاها را بنویسم. درست می شود. دچار ِ ذوق‌زدگی ِ مفرط شده‌ام. فایل ِ اگزل برایم مثل ِ وُرد شده‌است، عاشقش شده‌ام. توانسته‌ام یکی از لذت‌بخش‌ترین افکار ِ زندگی‌ام را به طور ِ نامحسوسی نه! محسوسی، داخلش جاگذاری کنم.  لذت‌بخش است این که اسم فایل‌هایِ اگزلت به جایِ این که مثل همیشه پر از لغت‌های فرنگی - ای که می‌خواهند بگویند فلان قسمت ِ فلان جسم را (که اصولن ما خطوط ِ بدنه ی "یک جسم" را این چند ساله رسم می‌کنیم!) از بالا نگاه کرده‌ایم و فلان جور شده‌است یا از سمت ِ راست و چپ و فلان نگاه کرده‌ایم بهمان جور شده‌است. - باشد، حالا مطلع ِ غزل می‌شود. حتّی این فایل ِ آخر مطلع ِ غزل ِ خودم شده‌است!


 

پ.ن 1 : باورم نمی‌شود که به جز یک‌کلمه از غزلم(غزل‌های خودم را ناشعر هم می خواندم قبلن‌ترهــا!)، همه‌اش از یک وزن ِ خاص بدون ِ اینکه من خواسته‌باشم پیروی کرده‌است!

پ.ن 2: اگزل از معدود فیلترها(!)یی‌ست که آدم‌ها می‌توانند حتّی عاشقش شوند.

پ.ن 3: فایل هایِ وُردی که بتوانند از فیلتر ِ اگزل با موفقیت هرچند متاسفانه کیفیت ِ خوبی نداشته باشند ولی دارای کمیت ِ خوبی باشند ! عبور کنند را قرار گذاشته ام با خودم در پست های بعدی بگذارم.

پ.ن 4: فایلِ PDF مربوط می شود به آموزش ِ مقدماتیِ وزن به زبانِ ساده‌ی دکتر سید مهدی موسوی و گردآوری ِ خانومِ فاطمه اختصاری / 1390  .(نگرانم ازین که نکند این فایل مربوط به کتابی باشد که باید خریداری‌اش می کرده‌بودم و نکرده‌ام و حق مولف لِه شده باشد.(یک کتاب در همین زمینه بود که در به دست‌آوردنش افتاد مشکل‌ها! یکی دیگر را هم شروع کرده‌بودم امّا آنقدر شعرهای ابتدایی‌اش دلم را زد که پشیمانم کرد از ادامه.))

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد